107
و چه مست کنندَســتــ بویـــِ تنتـــ ...
خدایا ! بهشتتـــ را در این دنیا انتظاری نبود ... ♥
خصوصیـــ نوشتــ " فقط خودمُ خودتــ "
![]()
و چه مست کنندَســتــ بویـــِ تنتـــ ...
خدایا ! بهشتتـــ را در این دنیا انتظاری نبود ... ♥
![]()
بـآز هـمـآن رویـآے هـمیشـگـی
عـطـرتـ رآ مـی شـنـآسـم
چشمهـــآیم را مــی بــندم
در ایـــن ســرمـآ
مــی بافـــم خیآل را بـآ یـآدتـــ
رویــآیــم زیـبـــآستــ
بــآ تــــو
![]()
سلام عشقه من ، شب قشنگ بارونیت بخیر ...
الان که دارم مینویسم ، اتاقم سرد ، مثل همیشه بدون لباس ، نشستم پشت میز ، قلم توی دستم ، عشقت توی قلبم ...
آخ که چقدر دلگیره این پنج شنبه شب ، دلم یه ذره شده برات ...
یه دست نوشته رو یه کاغذ پاره دارم که میخوام اینجا بزارمش برات ...
" امروز کار من سفر است ... مثل دیروز که از راه رسیدم ... از این آبادی که بگذرم ، شاید تا آبادیه دیگری توقف نکنم ... در شهر بعدیش اگر سکنا گزیدم ... بویت را حس خواهم کرد ... این را به جرات میگویم ...
تو در نفس هایم ریشه داری ... این را به جرات بدان ... اگر متن دفتر هایی که برایت به یادگار گذاشته ام سیاه است ، دلگیر نشو بانوی من ... بدان که در کوله بارم جز قلمی مشکی چیز دیگری نبود ...
از طرف من از خورشید خداحافظی کن ... بگو که مست بود و نفهمید چه کرد ...
خودت را هم ببوس فرشته ی من ... مرا حس نکن اما ...
من ماندگار نیستم ... من بشری مسافرم ... دیروز آمدم و امروز کوله بار بستم تا بروم ...
از این آبادی به آبادیه دیگر ... "
اینایی که نوشتم فقط طبع شاعریم بود عشقه من ، هستم تا آخرش :ایکس
♥ دوستــــــــــــــــــــــــت دارم ♥
![]()
در آغوشت که جا میگیرم ...
عمیق تر گناه میکنم !
من این جهنم را که هوای بهشتی دارد ...
با هزاران بهشت خدا که بی تو ...
هوای جهنم دارد عوض نمی کنم ... ♥
پــ.نــ : منـــ قدر عشقمــُ می دونم اما قدِشــُ نه !
پــ.نــ : اونروز میرسه و من با افتخار میگم ... ![]()
شاعر نوشت : چه لاکــِ خوش رنگی چه آرایشی دارمـــ
چه دوستـــ پسرِ خوبی چه آرامشی دارمــــ ♥
![]()
" کَسی را کــِ دوستــ داری برایـــَت
از همه جیز و همه کـــَس عزیزتـــــــــــــــــــــــــَر است .
او هم تو را دوســــــتـــ دارد .
مطمئن باش به موقعــَش به همـــ می رسید .
خودتـــ را سرزنش نکــُن که دردها و رنجـــ ها پایان می پذیرد .
غصه ها تمام می شود و خوشیــــ و امنیَـــت جایَــــــــش را می گیــرَد ... ! "
پـ.نـ: میترسم که یادت بره که جونـــِ منـــــی !
![]()
اما باز جونَمــُ میدم واسه با تو بودنَــــــــــمـــ
پ.ن: یکـــ روز خودش یــِ سالیـــِ بی تـــــــــو ... !
![]()
میدونیـــ چی که ؟!
پ.ن : از مزیتای دوست پسر داشتن اینِ که میتونی بری فرحزاد ! 
پ.ن ۱ : خوب وقتی تنها راه نمیدن آدمُ ، آدمَم مجبور میشه دوست پسر داشته باشه دیگه ! 
پ.ن ۲ : خوبــ بدونـــِ تو که خوج نمیگذره که خـــَره 
![]()
شماره ای ازت ندارم وبم که نداری ![]()
♥ بیا پایین عشقم ... ♥
بیا پاییــــــن ...
برو پایین ... (سوت)
برو پایین !
![]()
پرسید آیینه که چرا دیر کرده است ... نکند دل دیگر او را اسیر کرده است ؟
خندیدم و گفتم : " او فقط اسیر من است . "
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است.
گفتم امروز هوا سرد بوده ، شاید موعد قرار تعیین کرده است ؟
خندید به سادگیم آیینه و گفت : " احساس پاک تو را زنجیر کرده است ... ! "
گفتم از عشق من چنین سخن نگو !
گفت : " خوابی ! او سال ها دیر کرده است ! "
در آیینه به خود نگاه می کنم. آه ، عشق او مرا پیر کرده است. راست می گفت آیینه که منتظر نباش ، او برای همیشه دیر کرده است ...
![]()
امّا ...
![]()
گوشیتم که آنتن نمیده با تلفنِ اونجا زنگ میزنی بهم
امشب راه افتادین که برگردین خونتون ! 
هفتع پیش شنبه با علیُ شکرانه رفتیم بیرون
یه جورایی اصلاً خوش نگذشت همش الکی گذشت برعکسِ هر دفعه
قلیونی که کشیدیم زیاد حال نداد شکرانه هم که خودش انتخاب کرد دوسیب آلبالو بکشیم زیاد نکشید
ولی شما تا تهِش پرتغال نعنارو کشیدین 
تویِ پارک هم که اصلاً خوب نبود بستنیشم خوشم نیومد 
غذاشم بد نبود 
... خوب بود 
آخرِشم که گفتن نداره 
شکرانه اونجوری که فکر میکردم نبود همچینی میشه گفت خوشم نیومد ازش
سخت پیش میاد از کسی خوشم بیاد
البته خوب یکم دلم براش میسوزه 
فرداهم شاید بریم بـــیرون شایدا 
امروز رفتیم یه جا غذا خوردیم من آخرش این بودم 
![]()
سالروز تولدت تو قلبِ من مبارکـــــــــــــــ
امسال عشقمون میشه ۲سالش یا بهتر بگم میره تو ۳ سالگی ![]()
![]()
♂
بــــــــیا پــایین اونجاستــ ... ♀
♀ آپ شد ... ♂
☺آپــــ شـــُد ... ! ☺
♥ آپ شد ... ♥
![]()